اکنون همه ما غیراخلاقی به نظر می رسیم و اگر اینطور ادامه پیدا کند، سزاوار بدتر از این هستیم، سزاوار همه چیز هستیم

11


گفتگوی Lragir.am آرتور خوجاباغیان از اعضای گروه ابتکار روشنفکران گوریس است.

بعد از جنگ این موضوع را مطرح کردید که باید دفاع شخصی ساکنان گوریس و دیگر شهرک های مرزی افزایش یابد، مردم متحد شوند. وضعیت را چگونه ارزیابی می کنید، جامعه ما چقدر برای رویارویی با این چالش ها آمادگی دارد؟

ما اصلاً برای این وضعیت آماده نیستیم، زیرا هیچ کاری با بودجه دولتی انجام نمی شود و بخش خصوصی علاقه خاصی ندارد. آن بخش در یک وضعیت آشفتگی قرار دارد. اکنون تصمیم گرفته‌ایم تلاش‌های خود را در این راستا تقویت کنیم تا مقیاس عملیات را گسترش دهیم. باید از امکانات همه ساختارهای ممکن استفاده کنیم تا در راستای آگاهی و آمادگی عمومی کار گسترده تری انجام شود. جمعیت عموماً با وضعیتی که امروز داریم ارتباطی ندارد.

دلیل بی تفاوتی چیست؟

سیاست دولتی مدام می خواهند ما را در شرایطی نگه دارند که نگران نباشیم، می گویند همه چیز عادی است، چرا درگیر امور ارتش شدی؟ به نظر می رسد که آنها مزخرف می گویند، اما در واقع ترک به اندازه نیاز خود پیش می رود و به خود اجازه می دهد شهرک ها را بمباران کند. و همه اینها به ویژه در عرصه بین المللی محکوم نیست. تمام جهان روسیه را به خاطر جنگ علیه اوکراین محکوم می کند، اما ما هیچ اقدامی از سوی ما نمی بینیم. از یک سو پیامد سیاستی است که مسئولان در پیش گرفته اند، اما از سوی دیگر هیچ چیز به آنها بستگی ندارد. آنها اصلاً با ارمنستان کاری ندارند، آنها در یک واقعیت کاملاً متفاوت زندگی می کنند، آنها در ارمنستان زندگی می کنند. آنچه امروز مقامات درباره آن صحبت می کنند اصلا ربطی به ارمنستان ندارد.

آنها دائماً صحبت می کنند که دوره صلح را باز می کنند، این اظهارات را در این شرایط چگونه ارزیابی می کنید؟

اخیرا نیکول پاشینیان اعلام کرد که تضمینی برای برقراری صلح پس از امضای توافقنامه نمی دهد.

در این صورت می توانیم آرامش داشته باشیم.

وقتی از جنگ نمی ترسیم، تا آخر بجنگیم، آن وقت صلح خواهد بود. در موارد دیگر، صلح وجود نخواهد داشت. ما را مسخره می کنند، همه تبلیغات در جهت به راه انداختن دوران صلح است، اما می ایستد و می گوید: من نمی توانم تضمین کنم که بعد از آن جنگی رخ ندهد.

همچنین مقامات اعلام کردند که منابع لازم برای تامین امنیت آرتساخ پس از جنگ را ندارند. عواقب این کار چیست؟

دست کشیدن از آرتساخ خودکشی است. ارمنستان بدون آرتساخ نمی تواند وجود داشته باشد. به قول شما از تاووش صرف نظر می کنیم چون نمی توانیم نگهش داریم. به عبارت دیگر، اگر نتوانیم آرتساخ را حفظ کنیم، آیا می توانیم سیونیک را حفظ کنیم؟ نه، سیونیک را هم نمی توانیم نگه داریم، اگر نتوانیم سیونیک را نگه داریم، لری را هم نمی توانیم نگه داریم. به عبارت دیگر ما هیچ نیستیم. اما مردم این تصور را دارند که آرتساخ با سیونیک و تاووش متفاوت است. اما ارمنستان است، اگر نمی‌توانی ارمنستان را نگه داری، پس آدم خرافاتی هستی، باید از شرش خلاص شوی. حالا ترک به جرموک رسیده است، نمی توانند جلوی او را بگیرند. دو سال از جنگ می گذرد اما ما کاری نکرده ایم. فقط مربوط به مسئولین نمی شود، در جامعه نیز صدق می کند. اگر مسئولان اعلام کنند که ما این همه سلاح خریده ایم، این همه اصلاحات انجام داده ایم، من علاقه ای به آن ندارم، من واقعیت را ثبت می کنم. و واقعیت این است که ترک ها آمدند و وارد جرموک شدند، اما ما آنها را بیرون نمی آوریم. یعنی ما نتوانستیم آن کار را انجام دهیم و اگر نمی توانی باید بایستی و بگوئید که نمی توانید و بروید.

خلق و خوی شکست‌گرایانه دائماً در حال گسترش است، اینکه ما ضعیف هستیم، هیچ چیز به ما بستگی ندارد، ما هیچ منبعی نداریم. هدف از این کار چیست؟

دارند خود را با آن توجیه می کنند، با واقعیت همخوانی ندارد. شما بجنگید، اگر بخواهید حفظش کنید، نگهش دارید، اگر نخواهید نگهش نخواهید داشت. اینجاست که روانشناسی خیانتکار دیده می شود که نمی خواهند. داستان فاخته است، زمانی که فاخته مدام جوجه هایش را رها می کند. حالا او آن فاخته است، دریاچه سیاه را ریخت، آرتساخ را ریخت، جرموک را ریخت. اگر تصمیم به مبارزه داشته باشیم، منبعی وجود خواهد داشت. در واقع، من می خواهم همه ما درک کنیم که آنچه اکنون برای ما اتفاق می افتد یک فاجعه است. ما نباید خودمان را گول بزنیم، نباید با فریب خود زندگی کنیم. این یک فاجعه واقعی است، ما با یک فاجعه در مرز روبرو هستیم، ترکها تا آنجا که بخواهند پیشروی می کنند، نه کسی می تواند جلوی آنها را بگیرد، نه آنها می خواهند، نه دولت ما. در حال حاضر شهرک ها به دست آمده است، تقریباً در اینر هند هیچ مردمی زندگی نمی کنند، آنها تخلیه شده اند، حدود 30 درصد از جمعیت جرموک احتمالاً برنمی گردند، به طور کلی ساکنان شهرک های مرزی به فکر مهاجرت هستند. اگر این برای ما عادی است، ما همینطور به زندگی خود ادامه می دهیم، ما به سادگی حق اخلاقی نداریم که یک کشور مستقل باشیم. و این بدان معناست که یا باید ما را بکشند، یا اسیرمان کنند و بگویند شما برای استقلال کافی نیستید.

تقصیر روس ها یا ترک ها نیست که می آیند ما را اشغال کنند، تقصیر ماست که اخلاق دفاع از خود را نداریم. ما خودمان را با این شرایط وفق داده ایم، به نظر می رسد همین طور می ماند، اما نمی ماند، باید کارهای روزانه انجام دهیم. مردم به «بازار» سیاسی افتاده اند، اما خواست نیکول برای رفتن امروز یک موضوع سیاسی نیست. خیلی وقت است که مسائل سیاسی از ارمنستان ناپدید شده است، این مسئله وجود ماست یا نه. این آدم نمی تواند کارش را انجام دهد، باید برود. مردم به گفتمان گذشته و حال پرتاب شدند، اما مدت هاست که چنین سوالی مطرح نبوده است. من نیازی به قول ندارم، علاقه دارم که ترک 5-6 ماه یکبار 2-3 کیلومتر جلوتر بیاید. یک زمانی گفتند: شکایت نکنید، داریم مذاکره می کنیم تا این مسائل را حل کنیم. اینکه ما در جنگ 2 روزه 200 قربانی می دهیم، بعد آتش بس است، بعد از آن آتش بس، 10 نفر باید استعفا بدهند. اما این ما هستیم که تحمل می کنیم و مسئولین کسانی هستند که بعد از این همه می توانند جلوی مردم بیایند. اگر اینطور است، اگر آن را حفظ نمی کنیم، اگر فکر می کنیم خوب است که آتش بس است، چرا آن بچه ها را به قتلگاه می بریم؟ هیچ کس مسئولیت پسرانی که در طول جنگ سپتامبر جان باختند را بر عهده نگرفت. در جنگ آوریل از گلوی سرژ انتقاد کردند، الان در دو روز دوبرابر کشته شده اند، هیچکس کاری ندارد. آیا می توانید تصور کنید در چه بی اخلاقی زندگی می کنیم؟ به نظر می رسد همه ما اکنون بداخلاقی هستیم و اگر این روند ادامه پیدا کند، مستحق چیزهای بدتر هستیم، ما سزاوار همه چیز هستیم.





Source link